تبليغاتX

سحرخیزمدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس

خدایا امام زمان ما را رسان...!!!
چه سلامی، چه علیکی، چه گریه ای، چه شرمی، و چه... اتفاقاً می خواهم گلایه کنم چون واقعاً دلو دماغشو دارم ولی باور کنید که خیلی خیلی به آقا سخت می گذره! سخت نیست که حجّت خدا ظلم ها رو می بینه و این همه جور رو که مستضعفین میراث خوار واقعی اون شدند و ببینه و صبر کنه؟ سخت نیست ولیّ خدا، کسی که از طرف خدا و به اذن او ولایت همه چیز در دستش هست این همه فساد و تباهی رو ببینه و صبر کنه؟ و بدتر از همه سخت نیست که وجود عالم امکان، نماینده ی خالق ملک و مکان، مهدی صاحب الزمان علیه السلام این همه فساد و بی بند و باری و گناه و معصیت و نافرمانی و عناد و دشمنی و هر چه بگویم کم است، از ما منتسبین به آن حضرت که به حساب خودمون شیعیانش هستسم رو ببینه و با گریه های لاینقطع خود صبر کنه؟
ایها النّاس می خواهید دو سه خطی هم از آقاتون بدونید، از همه چیزتون، می خواهید چند کلمه ناچیز براتون بگم از اون کسی که اگر جهان یک لحظه از وجودش خالی باشه زمین اهلشو در خودش فرو می بره!؟این می دونی یعنی چه، یعنی اگه یک لحظه آقامون نباشه کار ما هم تمومه، تموم تموم، هیچ، پوچ، نیستی،عدم و از این جور حرفهای با کلاس، خوب بازم براتون بگم، آقای قریبمون در نامه ای به شیخ مفید می فرماد که اگه ما به شما عنایت و توجه نداشتیم کفار تیشه به ریشه ی شما می زدند یعنی آی به حساب شیعه ای که اسماً نامتو گذاشتی شیعه یعنی اگه آقا یه لحظه توجّهشو از شما قطع کنه =فاتحه؛اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد بسم الله الرحمن الرحیم الحمد للّه ربّ العالمین تا آخرش به اضافه ی سه تا قل هو الله یه چایی هم روش. ها چی آیا!؟ ها یک درصد از اون توجّهی که آقا به ما داره ما به اون داریم؟ صد در صد جواب باید باشه.پس رک و پوس کنده بگم خیلی نامردیم، خیلی بی وجدانیم و خیلی خیلی های دیگه. می دونی زبون حال آقا چیه؟ به نظر من این یه بیته:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
بله هر کسی فقط برای مشکل خودش دنبال آقاست نه برای آقا، آقا بیاد که همه برای خودشون برن دنبالش؟ تازه صد رحمت به اینها که برای خودشون هم که شده میرن دنبال آقا، بعضی که نه تنها دنبال آقا نمی رن تازه آقا رو جزّ جیگر هم می دن. خوب حالا من یه سؤالی می پرسم و اون اینه که آقا بیاد و دور و برش این آدمها جمع بشن تا آبروشو ببرن؟

+ دلتنگي وفراق در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:33  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويى
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويى؟!
به كسى جمال خود را ننموده‏يى و بينم
همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گويى!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويى!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شده‏ام ز ناله، نالى، شده‏ام ز مويه، مويى
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگى
من از آن خوشم كه چنگى بزنم به تار مويى!
چه شود كه راه يابد سوى آب، تشنه كامى؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويى؟
شود اين كه از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويى؟!
بشكست اگر دل من، به فداى چشم مستت!
سر خُمّ مى سلامت، شكند اگر سبويى
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويى!
نه به باغ ره دهندم، كه گلى به كام بويم
+ دلتنگي وفراق در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 12:36  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
دلم از دست بشد
چاره از كجا جويم؟
راستي كي مي آيي؟
من به همه گفتم كه به زودي مي ايي
راستي! اگر صبر و حوصله اي برام نماند
اما باز هم به به شوق رسيدن مي ايم
من دلم از دست بشد
چاره از كجا جويم؟
راستي كي مي آيي؟
من به همه گفتم كه به زودي مي ايي
راستي! اگر صبر و حوصله اي برام نماند
اما باز هم به به شوق رسيدن مي ايم
من با همه وجودم مي آيم
اگر چه مجروحم و دل شكسته
من نا صبورم!
همداستان درد و همونا با باران مي بارم
دلم تنگ است
و نجواهايم را فقط تو مي داني
اي همنوا با دردم!
در من ظهور كن تا نميرم
جان بگيرم
اگر ماندم با تو ماندم
و اگر مردم روزي با تو بميرم و براي تو
اي ارزوي من در من ظهور كن
حرفهاي ناتمام من در اين تنگنا نمي گنجد
كه مرا بغضي است هزاران ساله
و زخمي است عميق به عمق زخمهاي فراق
كه مرهمي چون تو را مي خواهد
اي پاسخ دردهايم در من ظهور كن!
 
+ دلتنگي وفراق در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 13:16  توسط مجنون مهدی(عج)  | 

آثارحضرت صاحب الزمان(عج)

با توجه به حضور محدود وكوتاه مدت اَن حضرت در دوران پدر بزرگوار خود و محدوديت هاى فراوانى كه در دوره غيبت براى آن حضرت وجود داشت، نبايد انتظار داشت كه مطالب بسيارى از اَن امام همام به دست ما برسد اما با وجود همه اين محدوديت ها، از اَن حضرت اَثارى چند به يادگار مانده است كه گرچه محدود است، امَا برخى از اَن ها بسيار مهم و راهگشا مى باشد. اَثار اَن حضرت عبارتند از:
1 - روایات واحتجاج ها: اين روايات به ايام كودكى و دوران كوتاه زندگى اَن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارشان باز می گردد.
2 ـ دعاها و نمازها در دعاهايى كه از اَن حضرت به دست ما رسيده، مضامين بلند و متعددى مطرح شده است. مضامينى همچون: شناخت خداوند، مقام شامخ اهل بيت(ع) مقام امام زمان(ع)، قيامت، انتظار فرج، وظائف مؤمنان در عصر انتظار، پیروزی حق بر باطل، صبر در شدائد، رفع گرفتارى ها از مؤمنين، دعا در حق پيامبر و امامان معصوم (ع)، قضاى حوائج، و بسيارى از مساثل اخلاقى و رفتارى ديگر افزون بر دعاها، نمازهاى متعددى نيز از اَن حضرت نقل شده است.
3 ـ زیارت نامه ها : زيارت، امام شناسى وگوياى رابطه انسان با امام است. در زيارتنامه هاى منسوب به اَن حضرت، معارفى بلند از امام شناسى، شأن و مرتبت اَن بزرگواران و وظائف و تكاليف مؤمنان نسبت به اَنان و نيز برخى حقايق و مجاهدت ها و تاريخ امامان معصوم (ع)اَورده شده است.
4 ـ توقیعات وبیانات آن حضرت توقيعات نامه هاى متعددى به برخى از نايبان خاص )نواب اربعه( يا نايبان عام )همچون شيخ مفيد( و يا بعضى از شيعيان وپیروان خود دارد. بعضى از اين نامه ها در جواب برخى پرسش ها و بعضى ديگر ابتدائاًا ز جانب اَن حضرت صادر شده است. محتواى اين نامه ها حاوى مسائل متعدد و مختلفى است. مسائلى همچون: پرسش و پاسخ هاى فقهى، نقش امام در دوران غيبت، برخى هشدارها و پيشگویى ها، تأييد و تكذيب برخى افراد، وظائف منتظران، مرجعيت فقها در عصر غيبت و...
افزون بر توقيعات، از اَن حضرت سخنان فراوانى نيز در باب مسائل مختلف به يادگار مانده است. اين سخنان از جانب كسانى نقل شده است كه به حضور حضرت شرفياب شده اند. محمد بن عثمان عَمروى دومين سفير اَن حضرت می گويد: آن حضرت را براى اَخربن بار در كنار خانه خدا ديدم كه چنين می گفت: اللهم انجزلى ما وعدتنى )خدايا آن چه كه به من وعده كردى، آنجام ده( و ديدم كه در مستجار، پرده کعبه راگرفته و عرضه مى دارد: اللهم انتقم لى من اعدائى )خدايا انتقام مرا از دشمنانم بگير(1))

+ دلتنگي وفراق در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 13:13  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
سرباز كم است...
قطعه گم شده اي از پر پرواز کم است
يازده بار شمرديم و يکي باز کم است
اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است
امروز داشتم اين دو بيت شعر را زير لب زمزمه مي‌كردم و وقتي به پايان مصرع اول مي‌رسيدم دوباره از اولش شروع مي‌كردم به خوندن.
ورد زبونم شده بود و طوطي‌وار تكرارش مي‌كردم، مثل نواري كه وقتي به آخرش مي‌رسه دوباره بر‌مي‌گرده و از اول شروع مي‌كنه.
همينطور كه داشتم با لحنها و آواهاي مختلف براي خودم مي‌خوندم و صدامو زير و بم مي‌كردم، نمي‌دونم چطور شد كه يك دفعه توي مصرع آخر گيرافتادم و ديگه نتونستم ادامه بدم...
"... نه اقيانوس است عرق شرم زمين است كه سرباز كم است"
شايد بيشتر از 100 بار با خودم زمزمه كرده بودم ولي...
ذهنم مشغول شد و دوباره افتادم تو وادي بحث و جدلهاي دروني.
- عرق شرم!
- اونم عرق شرم زمين!
- زمين كه جون نداره [البته در ظاهر]!
- پس چرا زمين شرم مي‌كنه؟
- يعني اشياء و جامدات از من ِ انسان بيشتر امام زمانشونو مي‌شناسن؟
- سرباز!
- چرا سرباز كمه!
- يعني ايقدر سرباز كمه كه زمين مي‌خواد سرباز آقا باشه؟
- پس ما چيكاره‌ايم؟
- انشا الله سرباز آقا مي‌شيم.
- سرباز آقا؟
- سرباز آقا بايد چطوري باشه؟
- تو اصلاً لياقتشو داري؟
- خوب، حالا كه تو شايستگيشو نداري، اينهمه آدم امام زماني هست.
- شبهاي سه‌شنبه جمكرانو كه ديدي، شب نيمه شعبانو كه ديگه نگو، همه امام زمانين.
...
داشتم به قول معروف خودمو توجيه مي‌كردم كه مصرع اول اومد جلوي چشمم...
"اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است عرق شرم زمين..."
- اقيانوس!
- آب جاري!
- يعني اينهمه آدم كه دم از امام زمان مي‌زنن...
...
به فداي مظلوميت و غربتت يا ابا صالح المهدي(عجل الله).
مي‌دونم آقا جان كه اگه يار و ياور باوفا داشتي و مردم واقعاً و از روي صدق دل مي‌خواستنتون، خدا اذن ظهور را مي‌داد.
نمي‌دونم كي مي‌فهميم واقعاً يتيميم.
من شرمنده‌ام آقا جان.
حلالم كنيد.
به جان مادرتان قسم حلالم كنيد.

+ دلتنگي وفراق در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:51  توسط مجنون مهدی(عج)  |