تبليغاتX

سحرخیزمدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس

گل نرگس آبروي دوعالم

خيالت كي مي رود زخيالم...

 

جمالت جلوه الله

بيا جانا طي كنيم شب هجران

 

بيا مهدي با ترنم باران

سحاب رحمت الله

 

نگاهم كن من فداي نگاهت

 

دعايم كن من فداي دعايت

 

حلالم كن اي چكيده رحمت

سلاله عصمت تكسوارغريب

 

تورا جان قامت خم زهرا

توراجان اشك چون يم مولا

 

 

مرا ني ازدرت مارا......

 

 

ابا صالح اي امام غريبم

تمامي دردم ..تو هستي طبيبم

 

توراجان مادرت مولا...

نگاهم كن من فداي نگاهت....

+ دلتنگي وفراق در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 8:10  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
موعود زمانم، صاحب عصر،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا؛  
 قائم گیتى،

خرد هستى و ادامه خدایم،

شکیب شما در سراشیب عمر؛  
میوه باغ آفرینش،

 فراخى آسمانها و نجابت زمین، ....

  
  من گریه هاى شما را مى شناسم...                
 

 

 



+ دلتنگي وفراق در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 7:9  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
+ دلتنگي وفراق در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 8:53  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
علامه حلی و بوسه بر خاك پای امام زمان (عج)    

 

 

علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده به سوی كربلا راه می افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام  را در شب جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به كربلا، به محضر نورانی امام عصرعجل الله تعلی فرجه می رسند، اما، حضرت را نمی شناسند. در طول مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد.


علامه حلی، از رجال برجسته و علمای بزرگوار شیعه، كسی است كه درباره اش نوشته اند: « در حالی كه كودك بود، به درجه اجتهاد رسید و مردم منتظر بودند كه به تكلیف برسد تا از او تقلید نمایند.»

علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده به سوی كربلا راه می افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام  را در شب جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به كربلا، به محضر نورانی امام عصرعجل الله تعلی فرجه می رسند، اما، حضرت را نمی شناسند. در طول مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد. امام زمان ارواحنا فداء خم می شوند، عصای علامه را برمی دارند و به دست ایشان می دهند. در همین هنگام سوالی در ذهن علامه القا می شود و از محضر امام علیه السلام می پرسد:

-  آیا در این عصر و زمان كه غیبت كبراست، می توان حضرت صاحب الامر عجل الله تعای فرجه را دید یا نه؟

حضرت در پاسخ علامه می فرمایند:

- چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آن كه دست او هم اكنون در دست توست؟!

به محض این كه علامه این پاسخ را می شنود، بی اختیار خود را به زمین می اندازد تا پای مبارك حضرت را ببوسد كه در این هنگام از كثرت شوق مدهوش می شود.

 

منبع:تبيان

تنكابنی، قصص العلما، ص 355.
+ دلتنگي وفراق در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 8:0  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
تمام عمرخود در جستجويم كه شايديك نشاني ازتو جويم...

گرفتم دربغل زانوي غصه زبان حال قلبم را بگويم؟؟....

الا اي خيمه نشينم عزيز مه جبينم !!

 

ترحم كن به چشمم تو را يكدم ببينم...

كه هرشب با غم تو درسجاده ام تسبيح تو گويم وبا يادت همنشينم...

دوباره جمعه مي آيد وچشم انتظاري...

دوباره جمعه و دل بي قراري...

مدينه

كربلا  ...

هرجا كه باشي منم با تو هواي گريه دارم....

 

منم با تو هواي گريه دارم...

 

بگو اي آسماني !!

تو بهتربداني ...

چه شد دربين كوچه كه شد ياس ارغواني...

 

غروب وكوچه تنگ مدينه

غروب وخاك خون رنگ مدينه...

دل آئينه  عشق علي را شكسته... دست دل سنگ مدينه

چه دستي دست بي درد

چه دستي دست نامرد

به دورازچشم بابا

دلم را غرق خون كرد...

اگربيايي به پات مي افتم...واي ازجدايي هميشه گفتم...

مرحم دردها كي برميگردي؟

طرح گرافيكي پوستر زمان

آفتاب عمرما هم برلب بومه آقا....!!

كار منم ديگه تمومه...مثل سياهي شومه...

مي خوام بگم شهادتينم :

 

فداي مهدي حسينم...

+ دلتنگي وفراق در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 7:15  توسط مجنون مهدی(عج)  |