تبليغاتX

سحرخیزمدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس

آقا جان...!

 

دلم گرفته...

 

می دانم که می دانی چرا....

 

همه جا بروم به بهانه تو ....

كه تو ليلاي من مجنوني ...

همه هست من دل خوني....

کاش دوباره  می شد دربقیع بغضی براین گلو می نشست...

بغضی سنگین و پرمعما...

ای کاش ...

ارباب جان...دلم تنگه...می نویسم از سردلتنگی ...      

دلم هوای بقیع دارد این روزها....مثل آن روزها...

بگو چه چاره کنم؟

 

+ دلتنگي وفراق در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:30  توسط مجنون مهدی(عج)  | 
آقا جان...!

درسير آمد ورفت جمعه ها من خسته....

 

هنوز اميدوار چشم براهت هستم...

 

ترسم ازاين است كه ازعمرم مهلت جمعه ي ديگر نباشد....

 

خبرت هست كه بي روي تو آرامم نيست...

 

+ دلتنگي وفراق در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:0  توسط مجنون مهدی(عج)  | 

 

 

مردم ازدرد و داغ جدايی

ای اميددل من کجايی

 

غير نام خوش دلربايت

 

کی شودديده دردفتر من

عاقبت دربيابان عشقت

 غرق خون بنگری پيکر من

از دوعالم گذشتم به يکبار

 تاکه در پيش رويت نشستم

ای که برعشق تو من اسیرم....

 

 کی شود دامن تو بگیرم....

 

بارغربت به دوشم کشیدم...

 

 درجهان بهترازتو ندیدم...

 

سرگذارم به دامان عشقت

 پيش چشمان مستت بميرم

گربه عاشق کشی شهره هستی

من به قربان شدن بی نظيرم

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست....!

 

reerrere

 

بگو اي آسماني !!

تو بهتربداني ...

چه شد دربين كوچه كه شد ياس ارغواني...

 

غروب وكوچه تنگ مدينه

غروب وخاك خون رنگ مدينه...

دل آئينه  عشق علي را شكسته... دست دل سنگ مدينه

چه دستي دست بي درد

چه دستي دست نامرد

به دورازچشم بابا

دلم را غرق خون كرد...

 

مي نويسم كه عرض كرده باشم دلم تنگه ارباب...

 

 و مي نشينم به انتظار تا جواب اين دلتنگ وبيسرسامان را بدهي....

الهم عجل لوليك الفرج...

 

+ دلتنگي وفراق در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:28  توسط مجنون مهدی(عج)  | 

هواي روي تو برده زسرعق وهوش من...

ديدن روي تو نويد به دل داده ام درشب اول قبرمن..

 

به اشك چشم وسوزدل نگاه كن نگار من

خبر زمجنونت بگيركه برده تاب رويت از قرارمن

 

 

 

 

توي آسمون قلبم

توفقط هستي ستاره...

 

دل من با خلق دنيا با كسي كاري نداره...

نه فقط زبون وقلبم...

 

ارباب!

 

ذكرتو مي خونم...

         

              ضربان قلب زارم...

 

 

يا صاحب الزمان(عج)

+ دلتنگي وفراق در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:2  توسط مجنون مهدی(عج)  | 

در انتظار یارم ، دستی بدار باران


وقتی نگارم آمد آنگه ببار، باران


در زیر نارون ها چشمم به در پریشان
جانم به لب رسیده، از انتظار، باران


در این دیار غربت مردم ز درد و محنت
با یار دارم امشب، قول و قرار، باران


می ترسم او نیاید، سازد تو را بهانه
امشب مبار، بر من، منت گذار باران


از وقت وعده او بگذشته اندکی هم
ز آن رو در التهابم، دیوانه وار، باران


صبر و تحمل من، شهره بود به عالم
هرگز به لب نیارم، شکوه ز یار، باران


مهر و محبتی کن، بر من که چون همایون
در مقدم تو شعری سازم نثار، باران

 

در انتظار یارم ، دستی بدار باران


وقتی نگارم آمد آنگه ببار، باران


+ دلتنگي وفراق در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:0  توسط مجنون مهدی(عج)  |