تبليغاتX

سحرخیزمدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس

  كاش در اين رمضان لايق ديدار شوم
سحري با نظر لطف تو بيدار شوم


كاش منت بگذاري به سرم مهدي جان
تا كه همسفره تو لحظه افطار شوم...


سه شنبه های اجابت رسید به این شبهای لیله القدر.... شبهای فذاق ...شب شهادتمولا وسرورمان امیرالمومنین علی(ع)...می دانی مولا؟!

می دانم که می دانی ...این را ازدلتنگی وبغضی که درگلویم سنگینی می کند احساس می کنم که دلت گرفته مولا...امشب دلپریشان وچشمان نازنینت گریان است....

گریه های  دلتنگیم رسوب شد درگلو دراین شبهای لیله القدر....چقدرجای توخالیست برای ما که هنوزکه هنوزاست نمی توانیم تورا احساست کنیم...لاقل برای چندثانیه ....

چقدراحساس پیری میکنم وقتی فکرمی کنم ومی جویمت وتورا آنچنان که باید بیابم نمی یابم....

خوب لیاقت ندارم که آن طور که باید باتو  باشم باشم....تاهمین جا هم باید خداراشاکرباشم که همین اجازه دادند به من نامت را برزبانم بیاورم وبگویم یا صاحب الزمان....بگویم الهم عجل لولیک الفرج....


خدایا شکر...خداوندا تورا به این شب عزیز قسم دیگردلها طاقت هجرندارد...قائم ال محمد را بفریاد دلسوخته مان برسان...


دوری تو که طاقت ما را طاق کرده. می‌‌دانم، دوباره شروع کردم. می‌‌دانم که هنوز مهیا برای پذیرایی و استقبال از تو نیستم...که بتوانم درکت کنم....می دانم زیاد می خواهم....

 ماکه خالصانه برایت کاری نکردیم آقا می دانم...شرمنده ایم وزبانمان قاصر....

 

 باور کن که اینقدر از اصل خود دور شده ایم، که اگر هم بیایی گمان نکنم که دیگر بشناسیمت....

 چه کنیم که با اینکه حال پختگان را نمی‌‌دانیم ولی‌ باز دیوانه دیدارت هستیم. دیگر سایه طوبی‌ و دل جویی حور و لب حوض هم به ما افاغه نمی‌‌کند و الف قامتت بد جور بر این لوح سیاه حک شده است.

 پس بگذار از سوز دلم برایت بنویسم واشکهایم که برپلکهایم سنگینی می کندجاری کنم وشکوه هایم را ازسربگیرم....

 
سلام مهدی جان،

 دلها ی عاشقانت...دلهای مشتاقانت همه خون است....چقدردوری وانتظار...چقدرمولا...؟!!

می دانی چندروزاست که آفتاب رویت ازدیده ما که لیاقت شمارانداریم حجاب است...ما هیچ آقا بخاطریاران خوبت یک نظری هم به این گدا کن....؟

امشب 414802روز می شود که نیستی....دیگربس نیست؟طاقتمان سرآمده....

شب قدر....شب احیا...شب شهادت مولا علی(ع)....همه اینها بغضی دردل ویاد حرم مولا ...یاد محراب شهادت امیرالمونین ویاد نمازی که شما دراین محراب خواندیددردلم دوباره طوفان به پا می کند...کم کم به وقت سحر نزدیک می شویم، نان و پنیر و خرما و یک کاسه تگری عاشقی. فرصتی نیست، دمی مانده به صبح، به طلوع معراج، به عروج خورشید....آه که چقدرسخت است تنفس دراین ساعات...خداوند چه بغضی سنگین درگلویم مانده....

 وقت کم داریم و اعمال بسیار، ملتمس دعا ایم....دعای فرج رازمزمه می کنیم... از شوق دیدن تو بشقابی به سر سفر گذاشتیم که اگر به ناگاه از در در آمدی فی البداهه بگوییم بسم الله....

 مهدی جان، یادم هست که در رمضان همه چیز مهدی روزه دار بود: قالبش، قلبش، روحش،  نفسش.

کاش می‌‌توانستم برایت بگویم که این دل نا شکیب چقدر برایت بی‌ قراری می‌کند.

 آه، که حتی فکر کردن به آن نیز قلبم رامی‌‌لرزاند...ما کجا وشما کجا...

آره، درست حدس زدی، هنوز قلبم لرزان است. ما که مثل تو نیستیم که قلبمان  از قالبمان بزرگتر باشد. ما که مثل تو نیستیم که تمام وجودمان قلب باشد....

چقدر دلتنگ آن دیدگانت هستم که تا ته دنیا آبی‌ است...این روزها بیشترازهمیشه دلم برایت تنگ شده...مولا تورابه جان مادرت زود زود بردلم قدم بگذار...زودزود دلم را هوایی خودت کن....لذت عمر من براینست که محبت وعشق تورا درسینه دارم....چقدردوست داشتم بمیرم برایت...ولی افسوس آنقدرتزکیه نفس نشده ام که لایق مردن برای توباشم...

مهدی جان، ...

شب قدر ما طلوع نمی‌‌کند تا تو بیایی....

قرآن بر سر گرفته منتظر قدوم مبارکت هستیم.....

کی می شود تا نماز عید فطر را با تو بخوانیم...الله اکبر را با تو زمزمه کنیم..

 به امید آن روزی که به تو رسیم و دورت بگردیم.

غروب پنجشنبه ها چشم انتظارم....

 شب جمعه ها دل نگرانم....

 فقط یک جمعه می آیی، ولی من.....

 تمام جمعه ها را دوست دارم...

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...


View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/ww0pkm.jpg" class="thickbox">


  لیالی قدر وشهادت اميرمومنان مولای متقیان 

 حضرت علی بن ابی طالب(ع)

 را به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج)

 وعموم شیعیان ومسلمانان جهان تسلیت عرض می نماییم.





التماس دعای فرج
+ دلتنگي وفراق در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 23:45  توسط مجنون مهدی(عج) 
آفتاب سوزان تابستان برهمه جا تابيده و چندين ماه است كه باران نباريده. ...

زمين خشك شده و تمامي درختان از تشنگي له له مي زنند و نزديك است كه خشك شوند...

 سبزه ها همه زرد شده و گل ها پژمرده اند....

 هيچ چيز نمي رويد. و هيچ ميوه اي به بار نمي نشيند....

 پرندگان از شدت گرما به سايه ها پناه برده اند....

 و حكومت گرما بر سرتاسر دشت حكم فرماست....

 نه آبي نه باراني و نه هيچ چيز ديگري...

 براستي!

اگر باران نيابد، آن وقت چه؟...

 اگر اين گرماي سخت و اين تشنگي فراوان با باران فرو ننشيند ‌چه؟
آن وقت است كه همه درختان خشك شوند.

 و ميوه ها بسوزند. و محصولات همه از بين بروند. قحطي و خشك سالي همه جا را فرا بگيرد. وهمه از بي آبي تلف شوند...


دوران غيبت امام زمان عليه السلام هم مثل آن تابسان بي آب و گرماي طاقت فرساست....

 تمام دلها مرده اند. و به خاطر قحط سالي ايمان، ديگر هيچ چيزي در آنها نمي رويد. گل هاي مهرباني پژمرده اند و پرندگان سفيد عدالت در دور دست ها پنهان گشته اند. زمين خشكيده و چون كويري ترك خورده است. چهره ي زمين از آتش ظلم سوخته است. و ديگر شادابي و طراوتي برايش نمانده است.
و او مثل باران است.

 باراني براي شستن تمام سياهي ها و زشتي ها از چهره ي زمين...

 باراني كه مهرباني را در دل ها خواهد رويانيد. و گل هاي زيبا را با طراوت خواهد كرد. باراني كه با لطافت خود عدالت را زنده خواهد كرد. و تمام پرندگان سفيد صلح را به لانه هايشان باز خواهد گرداند.

 او پيك دوستي است. و تمام خوبي ها را به گرد يكديگر خواهد آورد. همانطور كه بعد از باران طبيعت يك پارچه شادي مي شود، با ظهور او نيز همه يك دل و يك صدا خواهند شد. او كينه ها را خواهد شست. و جايش بذر محبت خواهد كاشت.


آري! او باران رحمت الهي است براي بندگان...

 پس سلام خداوند بر او باد كه به يمن قدومش تمام دل ها بهاري خواهند شد.

 

 

الهم عجل لولیک الفرج

 

التماس دعای فرج


+ دلتنگي وفراق در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:17  توسط مجنون مهدی(عج)  |