تبليغاتX

سحرخیزمدینه مهدی موعود(عج)گل خوشبوی نرگس - عاشق كوى تو هم پير شده....

مهدى بيا آمدنت دير شده          عاشق كوى تو هم پير شده

 خورشيد زندگى ام رو به غروب مى گذارد، ولى هنوز چهره دلربايت را نديده ام.

 همه روز با خود مى انديشم، كدامين آدينه چشمان گنهكارم به جمال زيبايت منوّر مى شود، تا كى بايد كوچه هاى انتظار را با حسرت پشت سرگذارم...

 غروب سه شنبه که می شود دلم مثل قنارى بى تابى مى كند. با آن كه آسمان، آبى آبى  ویا شایدم  ابری ویامثل دلم بی تابی  می کند، دلم حال غروب ابرى ترين روز پائيز را دارد....

 وقتى آسمان دلم گرفته و ابر یست، تنها باران اشك و نسيم نيايش با تو قلبم را جلا مى دهد و دلم را آرامش مى بخشد.

 بازهم در مسجد جمكران تو، زانوان غم  فراقت رادر بغل می گیریم و آسمان بى كران را مى نگرم وبا عشق تو آرام می گیریم...به این آرامش می یابم که نگارم مرا می بیندونجوایم رامی شنود.... 

 

 

+ دلتنگي وفراق در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 9:45  توسط مجنون مهدی(عج)  |